تبليغاتX
و خدایی که در این نزدیکی است


و خدایی که در این نزدیکی است

تو که آهسته می خوانی,قنوت گریه هایت را......میان ربنای سبز دستانت دعایم کن

انسان در مسیر زندگی دنیایی خویش، لحظاتی شیرین و به یاد ماندنی را تجربه می کند که شیرینی آن، همیشه در کام وجودش ماندگار است. از بین تمام این لحظات، شیرین ترین لحظات عمر یک مؤمن واقعی، لحظاتی است که با خدای بی نیاز به خلوت نشسته و به راز و نیاز و عبادت با حضرت حق می پردازد.

البته این شیرینی را، انسانی می تواند احساس کند که طعم ایمان واقعی را از عمق جانش چشیده باشد. چنین کسی هرگز حاضر نیست که این لحظه ی زیبا و دلربا را با تمام دنیا و آنچه در آن است معاوضه نماید.

او در حال عبادت و نماز که زیباترین مصداق عبادت است، به معشوق واقعی خویش دست یافته و از خلوت با او به چنان لذّتی دست یافته که در کل این عالم، برای آن مانندی نمی بیند، و لذا به هیچ قیمتی حاضر نیست آن را از دست بدهد.

در میان عبادات، هیچ عبادتی به مانند نماز، نمی تواند قلب کوچک آدمی را به دریای بی کران رحمت الهی وصل نماید، و روح انسان را از سرچشمه ی فیوضات بی انتهای خداوند بی همتا، سیراب نماید.

لحظه ی نماز، باشکوه ترین لحظه ی ارتباط انسان سراپا نیاز به وجود مطلق بی نیاز است. در حقیقت آن لحظه ی نورانی، فرصتی است طلایی که خداوند مهربان، بر ما منّت نهاده و از سر لطف و محبّتی که به بندگانش دارد، آن را در اختیار ما قرار داده، تا در آن فرصت زیبا، بتوانیم، قلب و جان خود را از عالم طبیعت و خاک، جدا نموده و روحمان را به عالم بالا پرواز داده و در سایه ی این پرواز ملکوتی، به جان خود صفا و جلاء بخشیم.

سرور عالم، پیامبر گرامی اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) در کلامی زیبا، نماز را به سر انسان تشبیه نموده و می فرماید: «مَوضعُ الصَلاةِ مِن الدینِ کَمَوضعِ الرأسِ مِنَ الجَسَد»1 ؛ جایگاه نماز در دین، همانند جایگاه سر در بدن است.

این تشبیه زیبا، در کلام نورانی حضرت بدین خاطر است که، در بدن آدمی هر عضوی از اعضاء بدن به نوبه ی خود، وظیفه ای مهمّ را عهده دار هستند، ولی در این میان نقش سر، از همه مهمّتر است، زیرا مغز که فرمانده ی بدن بوده و تصمیم گیری ها در آن انجام می گیرد، در سر انسان قرار گرفته است.

الله اکبر با نور دلربای خود به ما می گوید خدا بزرگتر است از اینکه با قلم و بیان ناچیزمان وصف شود، بزرگتر از فکر و خیال ما، بزرگتر از هوسها و وسوسه های شیطانی و جلوه های دنیا، این است آن راز نهفته در ذکر نورانی «الله اکبر»، راستی اگر واقعا خدا در نظر ما بزرگتر از هر چیزی باشد و کلمه ی «الله اکبر» از عمق جان ما برآید، دنیا با تمام جاذبه ها و جلوه هایش، در نظر ما کوچک و بی مقدار خواهد شد که نتیجه ی چنین حالتی، حضور جانانه و عاشقانه در نماز است.

بنابراین به یقین می توان گفت: بدن منهای سر، موجود بی خاصیتی است که فاقد هرگونه ارزش است، در ساختمان دین ما نیز، نماز همانند سر در بدن آدمی است، که اگر نباشد، پایه ی ساختمان دین ما، سست شده و از ارزش ساقط می شود.

 حضوری عاشقانه

آدمی در این کره ی خاکی همیشه آرزوهایی را در آسمان ذهن خود به زیباترین شکل نقاشی نموده و برای رسیدن به آنها، نهایت تلاش خود را انجام می دهد. طبیعی است که از میان انبوه آرزوهایش یکی از آنها، بیشتر خودنمایی کرده و چون ستاره ای چشمک زنان از او دلربایی می کند، مؤمنین خداجویی نیز، از این امر مستثنی نبوده، آنها در صفحه ی قلب خود آرزویی را حک نموده اند که از نظر اهمیّت، در حدی است که بیان و قلم از توصیف آن عاجز است.

آن آرزوی نورانی و آسمانی که همواره فکر و اندیشه مؤمن را به خود مشغول نموده این است که به هنگام اوقات معنوی نماز، نمازی آبرومند را به درگاه الهی تقدیم نموده، به گونه ای که در آن حضوری عاشقانه در محضر خداوند بی نیاز داشته باشد که در لسان ادبیات اسلامی، از آن به حضور قلب تعبیر می شود.

 

نوشته شده در | ساعت | توسط ملیحه قربانیان و زهرا روحانی| |

 

خدا جون

 

من خوبم 

 

من کودکی معصوم نیستم 

 

من آدم بزرگی پر از اشتباهم  

 

 خدایا کمکم کن؟؟؟؟!!

 

نوشته شده در | ساعت | توسط ملیحه قربانیان و زهرا روحانی||

- دعا و نماز از قرباني‏ بزرگ‏تر و مهم‏تر است.

2- دعا و نماز از اعمال نيك با اهميت‏تر است.

3- كسي كه دعا و نماز مي‏خواند، بايد قلب خود را متوجه (خداي) آسمان سازد.

4- كسي كه دعا و نماز مي‏خواند بايد چشمانش را پايين انداخته و قلبش را متوجه بالا سازد.

5- كسي كه فكرش آسوده نيست (تمركز حواس ندارد) نماز نخواند. (تلمود؛ عرووين 65 الف)

6- هر كس كه براي همنوع خود دعا مي‏كند و جهت او طلب رحمت مي‏نمايد، در حالي كه خود نيز به آن مورد نياز دارد نخست به خود او جواب داده مي‏شود و خود او اول نجات مي‏يابد.

7- هر كس فرامين الهي را با ايمان كامل بر خود قبول نمايد و آن را انجام دهد شايسته آن خواهد بود كه الهام الهي بر او قرار گيرد. (مخيلتا صفحه 33 ب )

8- بهترين راه تزكيه روح، نماز است، چون وسيله مطمئني جهت تزكيه است.

9- نماز مايه آرامش است.

10- نماز مايه نزديك شدن انسان به سعادت است.

11- نماز انسان را از فحشا و منكرات باز مي‏دارد.

12- نماز سپاسگزاري از معبود است چون تشكر از نعمت ‏دهنده واجب است، چنانچه اگر كسي كاري را براي ما انجام داد و از او تشكر نكنيم در حق او جفا كرده‏ايم.

13- از ويژگي‏هاي نماز جلوگيري از غفلت است.

14- نماز انسان را به پاكي‏ها و پاكسازي هم ظاهر و هم باطن هدايت مي‏كند.

15- نماز ضد اضطراب و پريشاني است.

16- نماز سدي است در مقابل گناهكاري‏ها و ايجاد روح تقوا و پرهيزگاري.

17- نماز وسيله پاك شدن و ثابت كننده خلوص و پيراستگي از تكبر و غرور است.

18- نماز وسيله زدودن پرده ‏هاي غفلت و سستي، پرورش فضائل اخلاقي گسترش‏دهنده زمينه عدالت و رعايت حقوق اجتماعي، ايجاد روح، نظم و پاكيزگي در ظاهر و باطن انسان است.

19- نماز درست است كه به وسيله فرد انجام مي‏پذيرد، اما با نماز، ساخته شدن عضوي از جامعه شكل مي‏‎گيرد و اين رابطه بين نماز و اجتماع است.

20- وقتي انسان متذكر خدا بود خدا را مراقب خويش ديد قهراً از انجام گناه و منكرات شرم و حيا مي‎‏كند.

21- شادابي روح انسان: نماز در ساخت روح انسان، همان نقشي را ايفا مي‏كند كه نرمش و ورزش در ساخت جسم انسان ايفا مي‏نمايد.

22- نماز روح انسان‏ها را به مبداء هستي‏بخش مرتبط و متصل مي‏كند و با اين ارتباط، روح و جان آدمي را زنده، بانشاط و آرام مي‏سازد و او را براي انجام ساير تكاليف و وظائف فردي و اجتماعي آماده مي‏كند.

23- خواندن نماز علاوه بر آن كه انجام يك دستور و يك واجب الهي است، خود مانع از انجام زشتي‏ها، خلاف‏ها و گناهان ديگر است.

24- يكي از فلسفه‎‏ هاي عبادت، اظهار خضوع و تسليم در مقابل امر پروردگار و ايجاد روح عبوديت و بندگي در انسان است.

25- و بالاخره نماز داراي آثار و فلسفه‏هاي متعددي است از جمله اين خواص: نماز، تقدير و سپاس‏گزاري از خدا است، موجب آرامش انسان است، موجب ياد خداست، زمينه پرهيز از گناه را در انسان فراهم مي‏كند، تأكيدي بر نظافت و سلامتي است، داراي آثار وحدت‏بخش اجتماعي است و موجب انضباط و وقت‏شناسي است.

 

منبع:اینترنت...

 

نوشته شده در | ساعت | توسط ملیحه قربانیان و زهرا روحانی| |

نماز، عطیه‌ای الهی است كه به عنوان فلاح مطلق «حی علی الفلاح» و بهترین عمل «حی علی خیر العمل» و ستون خیمه دین «الصلوة عمود الدین»(1) معرفی شده است. نماز عروج به قبله‎ رفیع انسانیت «الصلوة معراج المؤمن»(2) است كه تعالی روح و كسب ملكات اخلاقی و نجات از فساد و تباهی از رهگذر آن حاصل می‌آید «إن الصلوة تنهی عن الفحشاء و المنكر.»

دریافت نشان عبودیت از رهگذر این عبادت زیبای الهی،‌ برای انسانی میسّر است كه شرایط صحت و قبول و كمال این عبادت عظیم را به نحو احسن بجای آورد. وقتی عبد، این عبادت الهی را «كه جز بر خاشعان بزرگ می‌نمایاند»(4)،‌ به طور شایسته به انجام رساند،‌ آثار عظیمی اعم از فردی، اجتماعی، دنیوی و اخروی را به دنبال خواهد داشت كه در حقیقت ثمره و نتیجه عمل او محسوب می‌شود. در این نوشتار مختصر در صدد بیان همه جانبه این آثار نیستیم بلكه به برخی از آثار برزخی و اخروی این عبادت درخشان در آیات و روایات اشاره می‌كنیم.

 

منبع:کتاب اسرار نماز...

 

نوشته شده در | ساعت | توسط ملیحه قربانیان و زهرا روحانی| |

 

 

واقیموالصلوة و اتوا الزکوة و ارکعوا مع الراکعین.

 

و نماز را برپا دارید، و زکات بپردازید و با رکوع کنندگان رکوع کنید. (1)

  

قرآن کریم دستور داده تا مسلمانان نماز را به بهترین و زیباترین شکلش، که جماعت است بخوانند.

 

 حتی در قبل از اسلام، در ادیان گذشته نیز، نماز جماعت مورد تأکید خداوند بوده است.

 

روایات اسلامی در پاداش و ارزش نماز جماعت فراوان است.

 

 در حدیث معروفی که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) از جبرئیل نقل کرده اند، می فرمایند:

 

خداوند متعال وعده داده است که اگر عدد حاضران در نماز جماعت بیش از ده نفر باشد، اگر تمام دریاها

 

 مرکب و درخت ها قلم و جن و انس و ملائکه نویسنده شوند، نتوانند ثواب یک رکعت آن را بنویسند. (2)

 

بر اساس احادیث گهربار معصومین (علیهم السلام) رفتن به مسجد برای شرکت در نماز جماعت و درک نماز

 

 جماعت از ابتدای تکبیرة الاحرام اجر و پاداش بسیار زیادی دارد و نماز جماعت کوتاه و مختصر بر نماز

 

 طولانی برتری دارد؛ و نیز پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرموده اند:

 

«در نماز جماعت حاضر شوید، اگر چه با دشواری و سختی باشد.»

 

حضرت امام صادق (علیه السلام) فرمودند:

 

« در زمان پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) مردی به علت نابینایی در نماز جماعت شرکت نمی کرد.

 

 روزی به خدمت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) رسید و عرض کرد: من نابینایم و صدای اذان را می

 

شنوم، اما کسی نیست که دستم را بگیرد و مرا به مسجد بیاورد حضرت فرمودند: طنابی از خانه تا مسجد

 

قرار بده و با آن خود را به نماز جماعت برسان.» (3)

نوشته شده در | ساعت | توسط ملیحه قربانیان و زهرا روحانی| |

شب قبل ازعملیات محرم "مهدی سامع" تا بعد از نیمه شب به شناسایی رفته بود و دیر وقت خسته و كوفته برگشت و به خواب رفت. بچه‌ها كه برای نماز شب بیدار شده بودند او را بیدار نكردند چون او خسته بود و شب بعد هم باید در عملیات شركت می‌كرد. صبح برای نماز بیدار شد با ناراحتی گفت:‌ مگر سفارش نكرده بودم مرا برای نماز بیدار كنید؟ وقتی دلیلش را گفتند. آه سردی كشیده و گفت:‌ افسوس، شب آخر عمرم نماز شبم قضا شد!
 
نوشته شده در | ساعت | توسط ملیحه قربانیان و زهرا روحانی| |

در آيه قرآن هست كه از بعضی از اهل جهنم در حالی كه معذب هستند می‏پرسند: «ما سلككم فی سقر» چه چيزی شما را در اين جهنم قرار داد: «قالوا لم نك من المصلين و لم نك نطعم المسكين» ما نماز نمی‏خوانديم، به فقرا كمك نمی‏كرديم «و كنا نخوض مع الخائضين»  در هر چرندی هم‏ وارد می‏شديم، هر جا كه حرف ضد دين می‏گفتند می‏رفتيم گوش می‏كرديم يا خودمان می‏گفتيم، نتيجه‏اش اين است.

از اينجا بفهميد چرا نماز در اسلام اينقدر مهم است، چرا پيغمبر می‏گويد نماز عمود اين خيمه است؟ چون اگر نماز باشد و به درستی اجرا بشود، همه‏ چيز درست می‏شود.
امام علی علیه السلام در آخرين وصايايش كه مكرر شنيده‏ايد و با جمله الله، الله‏ شروع می‏شود، همان وصايايی كه وقتی تمام شد، چند لحظه بيشتر طول نكشيد كه جان به جان آفرين تسليم كرد، راجع به نماز فرمود: «الله الله‏ بالصلوة فانها عمود دينكم» خدا را، خدا را درباره نماز كه نماز استوانه خيمه دين شماست. 

منبع:کتاب به سوی خدا...

نوشته شده در | ساعت | توسط ملیحه قربانیان و زهرا روحانی| |

خواجه شمس الدين محمد حافظ شيرازی ملقب به لسان الغيب يکی از پر فروغ‌ترين ستارگان آسمان شعر و ادب پارسی است که همواره در طول تاريخ و در تمامی عالم پرتو افشانی می‌کند. از ميان تمام شاعران توانمند زبان فارسی بی گمان هيچ کس توفيق آن را نداشته است که به اندازه ی حافظ مطلوب نظر خاص و عام قرار گيرد و فضای ادب و فرهنگ فارسی را به خود اختصاص دهد.
پير فرزانه ی شيراز با توجه به آن که شاعری متشّرع است، از زوايای گوناگون به نماز که سيما و ستون دين مبين اسلام است در کلام خود پرداخته است. او نمازی را شايسته ی در گاه باری تعالی می داند که با حضور قلب خوانده شود. و تمام توجه نمازگزار به نماز باشد نه آن که توجه فرد در حال نماز به امور ديگر باشد و فقط الفاظ را ادا کند و از روی عادت خم و راست شود. از اين رو شاعر شيراز می سرايد:
هردم به خون ديده چه حاصل وضو                       چو نيست بی طاق ابروی تو نماز مرا جواز[1]
حافظ در اين جا نمازی را درست و کامل می داند که عاشق نماز گزار با معشوق خود که باری تعالی است از روی حضور قلب سخن گويد و اگر حضور قلب نداشته باشد، اگر چه با مرارت بسيار، اشک خونين، مقدمات راز گويی نماز، مثل وضو و طهارت را درست انجام دهد، باز نماز شايسته و بايسته ی بارگاه باری تعالی نيست. حضور در مقابل غيبت به کار می رود و در اصطلاح عرفانی عبارت از آن است که فرد از خلق غيبت کند و حضور عندالحق يابد. به بيان عرفا هرگاه سالک از خلق غايب شود به حضرت حق حاضر شود. به مقام حضور رسيده است، و بدان معناست که فرد در قلب خود حاضر نزد خدای خود است و غافل از او نيست و او را فراموش نکرده است و دائم الذکر است. لسان الغيب عدم حضور قلبی در نماز را از بين برنده ی دين و ايمان می داند و می سرايد:

می ترسم از خرابی ايمان که می برد                            محراب ابروی تو حضور نماز من[2]
محراب محلی است که امام جماعت در آن برای اقامه ی نماز قرار می گيرد و نشان قبله است.
در اصطلاح سالکان هر مطلوب و مقصودی که دل مردم به آن متوجه باشد آن را محراب گويند. در اين جا شاعر می ترسد که دين و ايمانش به باد رود، زيرا ابروان محرابی شکل محبوب حضور نماز را از او می گيرد. شاعر در محراب به نماز ايستاده و محراب در مکان مقدسی چون مسجد قرار دارد در چنين مکان مقدسی باز فرد از وسوسه‌ی شيطان در امان نيست و آن جا که بايد با تمام وجود در مقام حضور باشد. از ششباهت قوس محراب با ابروی يار به ياد ابروی او می افتد و اين تداعی، حواس او را از نماز متوجه محبوب می کند و حضور نماز او را از ميان می برد و چنين است که  می گويد می ترسم ايمانم به باد رود زيرا هنگام نماز حضور قلب ندارم.
از ديدگاه شرع مبين اسلام سزاوار است که نماز گزار در تمام اقوال و افعال نماز حضور قلب داشته باشد، چرا که فقط به ميزان آن چه که توجه کرده است ثمره و نتيجه دريافت خواهد کرد. بنابراين بايد تمام توجه او به نماز و اذکار آن باشد و با توجه کامل به حضرت معبود جل جلاله و عظمت و جلال و هيبت او در نماز ايستد و دل و جان خود را از غير او فارغ کند و خود را در برابر پروردگار متعال قرار دهد و او را مخاطب گيرد و با او به راز و نياز بپردازد اگر شخص به اين مقام رسيد و دريافت کرد که در برابر مقام بزرگی چون يگانه خالق هستی قرار دارد قلبش را هيبت الهی فرا می گيرد و خود را در ادای فرايض و وظايف مقصر می‌بيند، و از خداوند می هراسد و آن گاه وسعت رحمت الهی را می نگرد و اميد به رحمت الهی دست مي يابد و برايش حالتی ميان خوف و رجا، بيم و اميد فراهم می آيد که اين صفت نمازگزاران کامل است و دارای درجات و مراتب بی شماری به حسب درجات عبادت کنندگان است. نمازگزار واقعی در حال نماز خضوع و خشوع، سکينه و وقار دارد و هم‌چون عبدی ذليل در برابر معبود خود می‌ايستد و در گفتن اياک نعبد و اياک نستعين صادق است و تنها خداوند را عبادت می‌کند و فقط از او ياری می جويد و نه بنده ی هوای نفس است و نه دست نياز به پيش اين و آن دراز می کند. و تلاش می کند هر آن چه را که مانع حضور قلب و سکينه ی او می‌شود از خود دور کند و عوامل باز دارنده ی نمازگزار از حضور قلب بسيار است که برخی از آن‌ها را می‌توان رذايل اخلاقی چون، غرور، عجب يا خود برتربينی، حسد، غيبت، حبس زکوه و ساير حقوق واجب و... دانست.
از لحاظ تاريخی دوره ی زندگی حافظ مقارن با تاخت و تازهای ويران‌گر مغول و تاتار و ديگر زردپوستان است. بدترين و خطرناک ترين نتيجه و ثمره ای که در پی حمله‌ی مغول پيش آمد انحطاط عقلی و فکری است. اوضاع آشفته ی زمان بی ترديد در کيفيت زندگانی و انديشه و رفتار آنان اثر داشت. از اين رو است که شاعر شيراز نظر مثبت نسبت به زاهدان و صوفيان ندارد و نماز زاهدان را نمازی ريايی و خود بينانه و زاهد را دل بسته و وابسته ی نماز خود می بيند در مقابل نماز ريايی زاهد نماز خود را نمازی از سر درد و نياز می داند و می سرايد:
زاهد و عجب و نماز و من و مستی و نياز              تا تو را خود ز ميان با که عنايت باشد[3]
در اين جا مستی، مستی ناشی از شراب انگوری نیست بلکه مستی عرفانی است، که عبارت از حال بی خودی که به سالک دست می دهد، و وصال به معشوق تنها در اين حال ميسر است و در پی آن نور عقل در نور تجلی محو می شود و سبب پيدايش حالت سکر برای عارف می شود. عنايت در لغت به معنای توجه نمودن و التفات کردن است و در اصطلاح عرفان توجه حضرت احديّت به سالک و عارف کامل است.
لسان‌الغيب می گويد: من با فروتنی و عجز خود به مستی متوسّل می شوم و زاهد بر اثر انجام دستورات دينی و حتّی سخت‌گيری در اجرای فرايض دچار نوعی غرور و تکبر و خود پسندی شده است. حال؛ بينيم خداوند حکيم، عبادت کدام يک از اين دو را می پسندد عبادت زاهد متکبر، يا عبادت بندگانی که از سر نياز سر تعظيم فرود می آورند؟
پير فرزانه در غزلی ديگر در مورد صوفی فريب کار که نماز را دام اهداف خود قرار داده است می‌سرايد:
ای کبک خوش خرام کجامی روی بايست                   غرّه مشو که گربه‌ی زاهد نماز کند[4]
در اين بيت، شاعر صوفی فريب کار دام گستر را گربه ی عابد و انسان را که استعداد فريب خوردن و صيد شدن را دارد و هدف صوفی است به مانند کبک خوش خرام توصيف کرده است و می گويد انسان آگاه فريفته ی نماز ظاهری صوفی نمی شود. در اين جا زاهد ظاهراً اشاره دارد به عماد فقيه که وی در عين حال که فقيه بوده است گربه‌ای را تعليم نموده که در نماز به او اقتدا کند و چون عماد فقيه شيخ خانقاه‌دار بوده و با اعمال صوفيانه ی خود مردم را می فريفته است اين بيت تعريضی به اوست.
در جايی ديگر حافظ در مورد نماز خود می‌سرايد:
چون نيست نماز من آلوده نمازی                        در ميکده زان کم نشود سوز و گدازم[5]
در اين جا نمازی به معنی کنايی پاکيزه است و می گويد چون نماز من آلوده دامن پاک و پاکيزه نيست، درميخانه ی محبت پيوسته در سوختن و گداختنم تا آتش عشق آلايش مرا بزدايد و نمازی و پاکم سازد.
لسان الغيب نمازی را صحيح می داند که در آن نمازگزار از روی درد سر تعظيم در برابر خالق خود فرود آرد. درد در اصطلاح عرفانی بلا و مصيبتی است که از دوری حق ناشی می‌شود و خذلان محض است. حافظ چنين نماز گزاری را تحسين می کند و می‌سرايد:
خوشا نماز و نياز کسی که از سردرد                    به آب ديده و خون جگر طهارت کرد[6]
به عبارت ديگر شاعر نماز کسی را پذيرفته و قبول درگاه بی نياز حق می داند که با خاطری دردمند و دلی سوخته اقامه شود و قبل از آن وضو با اشک چشم و خوناب جگر گرفته شده باشد. هم چنين بر اين عقيده است که اگر عاشق واقعی با خون جگر طهارت نکند به قول مفتی عشق نمازش صحيح نيست.
طهارت ارنه به خون جگر کند عاشق                   به قول مفتی عشقش درست نيست نماز[7]
می دانيم که خون از نجاسات است و مايه ی بطلان نماز، اما حافظ می گويد اگر عاشق به جای آب با خون جگر سختی بسيار وضو سازد به قول کسی که در مسایل عشق صاحب فتوی و نظر است نمازش درست نيست. مقصود او اين است که عاشق بايد درد و رنج ببيند و با خون جگر خوردن به مقامی برسد که از آلودگی ها پاک شود. آن گاه نماز و راز ونياز او مقبول است و طبق آيه ی شريفه ی «اِنَّ الصلوة تنهی عن الفحشاءِ و المنکر»:[8] نماز واقعی نمازی است که باز دارنده ی افراد از بدی ها و تباهی ها باشد.
يکی از مقدمات واجب نماز، طهارت است. طهارت پاکی و پاکيزگی است و بر دو نوع تقسيم می شود: يکی طهارت ظاهر و ديگر طهارت دل چنان که بی طهارت بدن نماز درست نيست، بی طهارت دل، معرفت الهی درست نيست. پس طهارت بدن را آب مطلق بايد و طهارت دل از ديدگاه عرفا، توحيد محض و بايد طهارت باطن موافق طهارت ظاهر بود. طهارت مؤمنان عبارت است که تزکيه ی نفس از اخلاق ذميمه و تصفيه ی دل از لوث محبت دنيا.
در غزلی ديگر می گويد آن کس که وضو از خون دل گرفت و در راه عشق جان باخت در محراب ابروان کمانی جانان نماز تواند گزارد.
نماز درخم آن ابروان محرابی                    کسی کند که به خون جگر طهارت کرد[9]
در سخنان اهل ذوق، صفات از آن رو که حاجب ذات است به ابرو تعبير می شود و عالم وجود از آن جمال گيرد. محراب محلی که امام جماعت برای نماز در آن‌جا می‌ايستد و نشان دهنده ی قبله نيز هست. در اصطلاح سالکان هر مطلوب و مقصودی که دل مردم متوجه بدان باشد آن را محراب گويند.
لسان‌الغيب از ميان نمازهای يوميه فقط صريحاً به نماز مغرب در اشعار خود اشاره می کند و می گويد: نماز مغرب (شام) را در غربت با ناله و گريه شروع می کنم.
نماز شام غريبان چو گريه آغازم                      به مويه های غريبانه قصّه پردازم[10]
پير فرزانه علاوه بر نمازای واجب يوميه به نماز ميت به طور کنايی نيز در اشعار خود می پردازد و می-گويد: کسی که در دايره ی هستی به عشق زنده ی جاويد نيست، اگر چه هنوز به مرگ تن جان نسپرده باشد به رأی شرعی من بر وی نماز ميّت بخوانيد چه تن مرده و جان بی عشق يکی باشد.
هر آن کسی که درين حلقه نيست زنده به عشق               برو نمرده به فتوای من نماز کنيد[11]
حافظ قرائت نماز ميّت را با توجه به تعاليم مذهبی اسلام ثواب می داند و می گويد: دل مهربان تو سزای آفرين و شايسته‌ی تحسين است چه برای يافتن پاداش از خداوند برجنازه‌ی من که کشته‌ی تيغ ناز توام به نماز ايستاده‌ای.
آفرين بر دل نرم تو که از بهر ثواب                   گشته ی غمزه ی خود را به نماز آمده ای[12]
دل نرم و رحيم تو را تحسين می کنم که محض ثواب بر کسی که براثر تير غمزه ات کشته شده آمده ای تا نماز ميّت بگزاری.

 

منبع:اینترنت...

 

نوشته شده در | ساعت | توسط ملیحه قربانیان و زهرا روحانی| |


قالب وبلاگ : فقط بهاربيست

 فال حافظ - قالب وبلاگ